شرمندگی
سلام به پسر عزیز تر از جانم و یه سلام گرم به همه دوستای خوبم که به یادم هستن![]()
الان که دارم اینارو مینویسم خیلی ناراحت و خجالت زدم به دلیل غیبت طولانی که داشتم اما تا حدودی دست خودم نبود یه مدته بینیمو عمل کردم و همین موضوع باعث شد تنبل بشمو نتونم بیام ![]()
این پست صرفا جهت عذر خواهی و طلب بخشش بوده و هیچ کاربرد دیگری ندارد![]()
پست بعدی جبران میکنم و کلی عکس میذارم و کلی حرف میزنم ![]()
قند عسلو از شیر گرفتم و یه مدته خیلی پرخاشگر شده که امیدوارم خوب بشه.مدام خودشو میزنه دستشو گاز میگیره و بداخلاقی میکنه![]()
قرار بود واسه پسملی یه تولد خوشگل بگیریم که متاسفانه بنا به دلایلی موکول شد به بعدازمحرم.تمام تلاشمو کردم که قبل از محرم بشه اما بی فایده بود![]()
آخیییییی چقد دلم تنگ شده بود واسه نوشتن ![]()
این مدت عزیزکم خیلی چیزا یاد گرفته که ایشاا... تو پست های بعدی همه رو مینویسم
فعلا من میرم ولی خیلی خیلی زود برمیگردم باااااای.gif)





شرمندگی
